تبليغاتX
بدون عنوان
نوشتم زاده شدم در روز سرد پدرم شوق مکتب داشت و روز تولدم را زودتر به اداره سجل احوال اعلام کرد اینگونه شد که سالروز تولدم شد اول مرداد فصل گرم

سردوگرم تولدو مرگ و امروز که مینویسم سالروز مرگ الف بامداد و به تعبیری اولین روشنفکر بعد از حافظ احمد شاملو است

دراین جا چار زندان است

به هر زندان دو چندان نقب

در هر نقب چندین مرد در زنجیر

امامزاده طاهر بودم چند وقت پیش دخترکانی دیدم شمع به دست پی نشانی شاملو تا شمعی بیفروزند به یاد انکه روشنگر دلهایمان شد

خدا را خدا را زنان نباید نشسته باشند

از بیرون شمعها سوسو میزد سر ارامگاه و همه به هم نشان میداند

شاملو-بنان-پوینده-مختاری...........

 

+ نوشته شده توسط وحيد فياضي در چهارشنبه دوم مرداد 1387 و ساعت 9:1 |
سلام خسرو جان

بی‌خبر گذاشتی و رفتی. بدون خداحافظی!

دو هفته پیش هم که آخرین جایزه‌ات رو گرفتی، روی صحنه لام تا کام حرف نزدی. از گوشه صحنه اومدی
 
بالا و آروم جایزه‌ات را گرفتی؛ برای سی سال حضور پرشور و شوقت در سینمایی که این روزها چندان شور و شوقی در آن نیست.

فقط لبخند زدی و رفتی پایین و لای جمعیت گم شدی. خوب اگه قرار بود بری و پشت سرت رو هم نگاه نکنی، چند کلمه‌ای برای ما که پشت سرت بودیم، حرف می‌زدی!

یادمه وقتی آمدی رو صحنه، حالت خوب بود.

آخه یکی دو بار دیگه که این اواخر روی صحنه اومدی و دیدمت، حالت زیاد خوب نبود. ولی این دفعه، همه خوشحال شدیم. فقط نمی‌دونستیم داری میری. نمی‌دونم خودت می‌دونستی یا نه.

می‌گن آدمای خوب قبل از رفتن، حال‌شون خیلی خوب می‌شه؛ چون دارن می‌رن یه جای خوب. ما از کجا باید می‌فهمیدیم که این حال خوب نشانه‌ چیه؟ همیشه بعد از این‌که اتفاق می‌افته، می‌فهمیم. ولی فکر کنم خودت می‌دونستی؛ چون هیچی نگفتی و اون‌جوری فقط لبخند زدی. شاید داشتی خداحافظی می‌کردی و ما نمی‌فهمیدیم. ولی چه خداحافظی باشکوهی! 

خیلی‌ها آرزو دارن در اوج خداحافظی کنن؛ اما نمی‌تونن. شاید هم اون لبخند همین معنا رو داشت. شاید اگر حرف می‌زدی، همه‌ خداحافظی‌ات می‌شد همون چند تا کلمه؛ ولی چون همیشه شاعر بودی، فقط

 

 
مهربان و با سپاس نگاه کردی و لبخند زدی. حالا که فکر می‌کنم، می‌فهمم این‌جوری بیش‌تر حرف زدی.

من هی باید از تو یاد بگیرم. یادته سال‌ها پیش وقتی از مشهد به تهران آمدم، تو روی صحنه‌های تئاتر می‌درخشیدی. من کلی دویدم تا روی صحنه بیام و دیده بشم.

بعدها هم که تو روی پرده سینماها می‌درخشیدی، باز هم من کلی دویدم تا روی پرده بیام و دیده بشم.

یادته من اولین فیلمم رو که بازی کردم، تو «هامون» بودی. من یادمه که در فیلم «کیمیا»، دست منو می‌گرفتی. کلی حال می‌دادی که رو بیام و دیده بشم. بعد هم فقط یک بار دیگه شانس داشتم در کنار تو بازی کنم؛ تو فیلم «درد مشترک»، چه بامسما.

ارتباط من با تو، مثل کوهنوردها با کوه‌هاست. هر قله‌ای رو که فتح می‌کنن، می‌بینن پشتش یه قله‌ بلندتر هست. من هرچی می‌دوم، تو یه قدم جلوتری؛ مثل الآن. جلوتری دیگه عموجون. رفتی اون‌ور. نمی‌دونم چقدر دیگه باید بدوم تا به

 

 
اون‌ور برسم، تازه نمی‌دونم در چه وضعیتی میام اون‌ور.

پس از اون‌ور یه دعایی برای من بکن. میگن دعای اون‌وری‌ها برای این‌وری‌ها زودتر مستجاب می‌شه. این‌جوری که تو رفتی، کلی «خدابیامرزی» و «یادش بخیر» و «حال‌های خوب» و «یادهای خوب» و .. بدرقه‌ راهته.

من که شاهدم، خودتم اگه حال‌شو داشته باشی، یه نگاهی به این‌ور بندازی می‌بینی.

دست پر رفتی دیگه. می‌بینی چقدر از من جلوتری! کلی باید بدوم تا موقع رفتن دستم پر باشه.

البته جات پیش ما خالیه. هنوز سینمای ایران کلی با تو کار داشت. ولی خوب مثل به دنیا آمدنه دیگه. موقعش که برسه، باید متولد بشیم. ما یه تولد رو دیدیم؛ تو دو تا؛ تولدت مبارک.

می‌دونم اون‌جا کلی از بر و بچه‌های سینما و تئاتر اومدن پیشوازت. حتما کلی هم تدارک دیدن.

ما که اون دنیا به بازیگری‌مون ادامه می‌دیم. اون‌جا هم حتما نمایش هست. اون‌وری‌هام حتما به سرگرمی احتیاج دارن. پس اون‌جا بی‌کار نمی‌مونیم. وقتی مردم رو سرگرم می‌کنیم و حال‌شون خوب می‌شه. یه خدابیامرزی به ما و پدر و مادرمون می‌گن دیگه. وقتی مردم تو خیابون تو رو می‌دیدند و بی‌اختیار لبخند می‌زدند، خودش خدابیامرزیه دیگه. وقتی مردم می‌فهمن که تو رفتی و دیگه میون ما نیستی، گریه می‌کنن و جاتو خالی می‌کنن، خدابیامورزیه دیگه.

می‌بینی خدا چه لطفی به تو داشته که این موقعیت و جایگاه ‌رو بهت داده. پس اون‌طرف هم حتما تحویلت می‌گیره و می‌بردت روی صحنه‌ها و پرده‌های اون‌جا، که بازم مردم اون‌ور ببیننت و حال‌شون بهتر بشه و خدابیامرزی ادامه داشته باشه.

به امید دیدار

رضا کیانیان»

+ نوشته شده توسط وحيد فياضي در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 8:24 |
اتفاقات ناگواری دارد در فوتبال میفتد کرواسی با تمام لیاقت حذف شد و آلمان ناعادلانه صعود کرد و نا عادلانه برد و.. فقط امیدوارم مثل جام جهانی شانسی شانسی فینال نرود

برای اسکولاری خیلی احترام قائلم اینکه میخواستم پرتغال ببرد فقط به خاطر اسکولاری بود نه کیریستین رونالدو اما نشد. از میان مربیان هستند کسانی که برایشان احترام ویژه قائلم یکی همین اسکولاری است و دیگری آرسن ونگر و نمونه ایرانیش مجید جلالی

اینکه تیم فیل بزرگ ناباورانه و ناجوانمردانه (گل بالاک)حذف شد برایم دردناک بود امیدوارم کرواسی مربی اش را حفظ کند و ایتالیا قهرمان شود

+ نوشته شده توسط وحيد فياضي در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 16:41 |

 تست های کارشناسی ارشد IT (طنز) 

تست‌هاي كنكور رشته فناوري اطلاعات
1ـ دولت از طريق كدام يك از نهادهاي زير، بيشترين ميزان دخالت را در حوزه
IT اعمال مي‌كند و رياست اين نهاد با كيست؟
الف) شوراي عالي اطلاع رساني ـ به رياست رئيس‌جمهور
ب) شوراي عالي اطلاع‌رساني ـ به رياست دكتر احمدي‌نژاد
ج) شوراي عالي فناوري اطلاعات ـ به رياست رئيس‌جمهور
د) شوراي عالي فناوري اطلاعات ـ به رياست دكتر احمدي‌نژاد

2ـ در حال حاضر، كدام يك از افراد زير و با كدام پروژه، مهم‌ترين فرد در زمينه
IT به شمار مي‌آورند؟
الف) حجت‌الاسلام شهرياري به خاطر تدوين طرح‌هاي «تكفا 2» و «تسما»
ب) دكتر ربيعي به خاطر پروژه سيستم عامل لينوكس فارسي
ج) مهندس رياضي به خاطر پروژه اينترنت ملي و خريد متمركز
د) همگي

3ـ مهم‌ترين وظيفه شوراي عالي فناوري اطلاعات چيست؟
الف) نظارت دقيق و جزء به جزء در خريد نرم‌افزار و سخت‌افزار توسط ارگان‌هاي دولتي تا حد زيرماوسي
ب) درخواست چند ميليارد تومان بودجه براي تحقيق درباره راه‌اندازي اينترنتِ به شدت ملي
ج) به خاك سياه نشاندن بخش خصوصيِ فعال در حوزه
IT
د) كاناليزه كردن و درخواست بودجه براي تحقق بخشيدن به روياهاي دبير شورا

4ـ «مركز تحقيقات مخابرات ايران» در حوزه كلان فناوري اطلاعات كشور، چه صيغه‌اي است و با بودجه‌هاي عظيمي كه در اختيار دارد، چه كار مي‌كند؟
الف) موقت است و كار خاصي نمي‌كند.
ب) خيلي مهم است و فعلا وظيفه جمع‌آوري و به‌كارگيري بعضي از «بر و بچزِ» خودي دانشگاه شريف را بر عهده گرفته است.
ج) وظيفه خطير و حياتيِ نقد و مخالفت با تصميمات شوراي عالي فناوري اطلاعات را بر دوش دارد.
د) اين حرف‌ها به كسي نيامده، تستت را بزن!

5ـ لينوكس فارسي چيست و چرا اين پروژه به پايان نمي‌رسد؟
الف) لينوكس فارسي، پروژه عظيم و بسيار حياتي ملي است كه مثل همه پروژه‌هاي عظيم و بسيار حياتي ملي، هيچ‌گاه به پايان نمي‌رسد.
ب) لينوكس فارسي، همان چيزي است كه قرار است، «سيستم عامل ملي» شود و چون مثل همه «سيستم»هاي «ملي» ما، صاحاب مشخصي ندارد، از اين رو خدا عالم است، كي تمام مي‌شود.
ج) لينوكس فارسي، عبارت است از سيستم عامل كد باز (
open source) لينوكس به همراه يك سري از توابع و تگ‌هاي فارسي‌ساز كه اصولا بايد دو سال پيش به اتمام مي‌رسيد.
د) و الله اعلم.

6ـ كدام يك از گزينه‌هاي زير، از نظر شوراي عالي فناوري اطلاعات، مناسب‌ترين گزينه براي عقد قرارداد جهت همكاري در مشاوره، نظارت و اجراي پروژه‌هاي فناوري اطلاعات هستند و چرا؟
الف) سازمان‌هاي بسيج اساتيد و بسيج دانشجويان ـ چرايش به خودمان مربوط است.
ب) سازمان‌هاي بسيج اساتيد و بسيج دانشجويان ـ چون قرار است، تا جايي كه مي‌توانيم، «بسيج» را بدنام جلوه دهيم.
ج) سازمان‌هاي بسيج اساتيد و بسيج دانشجويان ـ چون قرار است، به اين شايعه كه «همه كارهاي كشور دست سپاهي‌ها افتاده» دامن بزنيم.
د) سازمان‌هاي بسيج اساتيد و بسيج دانشجويان ـ تو اومدي تست بزني يا واسه خودت دردسر بتراشي؟

7ـ كدام يك از ضرب‌المثل‌هاي زير، در هنگام انتخاباتِ گزينه اصلح براي تخصيص پروژه‌هاي ميلياردي و واگذاري وام‌هاي بلندمدت كارآيي بيشتري دارد؟
الف) من از بيگانگان هرگز ننالم، كه هرچه كرد با من آن «آشنا» كرد
ب) اين «گوي» و اين ميدان
ج) دمِ كدخدا را ببين، «آبادي» را بچاپ
د) تلفيقي از سه گزينه فوق

8ـ اينترنت ملي چيست و چه فايده‌اي دارد؟
الف) همان اينترنتِ جهاني است، با چاي و قليان و مخده و باقالاقاتق و فايده‌اش اين است كه جلوي تهاجم فرهنگي را مي‌گيرد.
ب) يك اينترنتي است كه دست‌كم دو ميليارد دلار خرج دارد و روشن است كه فايده‌هاي جانبي زيادي هم خواهد داشت (دست‌كم: صدي، هفت واسه رفقا).
ج) منظور از اينترنت ملي، همان «اينترانت» است و فايده‌اش اين است كه به قدر يك «الف» از اينترنت «سر» است.
د) يك چيزي است كه فقط توي كله دبير شوراي عالي فناوري اطلاعات يافت مي‌شود و بنابراين فايده‌اش هم همانجاست!

9ـ به نظر شما چرا نهادهاي دولتي متولي
IT، در زمينه‌هايي مثل تنظيم كدينگ فارسي يا اجرايي شدن كپي‌رايت براي محصولات نرم‌افزاري... كار خاصي انجام نمي‌دهند؟
الف) چون به نفع مصرف‌كننده‌ها و توليدكننده‌هاي وطني است.
ب) چون به ضرر مصرف‌كننده‌ها و توليدكننده‌هاي وطني نيست.
ج) چون اصولا پرداختن به اين قبيل كارها در شأن نهادهاي عريض و طويل دولتي نيست.
د) مايه تيله‌ش كمه داداش!

10ـ بهترين جا براي ميزباني كردن سايت پروژه «اينترنت ملي» كجاست؟
الف) آمريكا
ب) كانادا
ج) انگليس
د) بوركينافاسو

11ـ حالا فرض كنيم ماجراي فوق، «تقّش درآمده» و سايت‌هاي خبري درباره آن گزارش تهيه كرده‌اند، بهترين راه‌حل كدام است؟
الف) حذف سايت و ارسال تكذيبيه براي سايت‌هاي خبري
ب) ارسال تكذيبيه براي سايت‌هاي خبري و حذف سايت
ج) همه موارد فوق
د) «الف» و «ب»

12ـ كدام گزينه در مورد پروژه رايانه ملي يا «كلونايزر» نادرست‌تر است؟
الف) همان‌طور كه از نام اين رايانه برمي‌آيد، يك محصول صد درصد ايراني است كه سخت‌افزار آن در ايرلندستان و نرم‌افزار آن در آمريكاآباد تهيه خواهد شد.
ب) كلونايزر، يك «پروژه ملي» است كه مثل تمام پروژه‌هاي ملي سال‌هاي اخير با مطالعه دقيق تعريف شده و در زمان تعيين‌شده، افتتاح خواهد شد.
ج) كشوري كه مي‌خواهد، اينترنت ملي داشته باشد، حتما بايد رايانه ملي هم داشته باشد.
د) كلونايزرم كجا بود؟

+ نوشته شده توسط وحيد فياضي در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 16:6 |
یه شعر میذارم اینجا اما نمیدونم ماله کیه کاری هم ندارم مال کیه ولی شعرش قشنگه

شعری هستم من که صدا میکنم

هر لحظه خدا را آرام

می نشینم لب حوض و

به پرواز کبوتر ها می اندیشم

آرزو میکنم از دامن شب

قرص نانی مهتاب

برسد دست یتیمی تنها

و به ان دخترک کوچک بی مادر هم

دامنی از تن صحرا برسد

دل من میخواهد

که قفسها همه نابود شود

و به مرغان مهاجر

خبر مرگ قفسها برسد

 

+ نوشته شده توسط وحيد فياضي در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:18 |
بازی آرزوها

از طرف اکبر دعوت شدم به بازی.بازی ارزوها.نه انکه با ارزوها بازی کنیم بلکه ارزوهایمان را در سال جدید بنویسیم.مدتی از سال جدید گذشته است .اما از ارزو کردن و ارزو داشتن که نگذشته است .مثل اکبر میخواهم مردم جهان در صلح زندگی کنند هرچند میدانم که نمیشود .

ارزو میکنم دیگر سارکوزی رییس جمهور مهد دموکراسی نشود و بوش رییس جمهور امریکا(البته این دومی نمیشود)ایتالیاییها هم دیگر برلوسکنی را به عنوان رییس جمهور انتخاب نکنند

برای همه مهربانی ارزو میکنم(دریغا ما که زمین را مهربان میخواستیم خود از مهربان شدن عاجز ماندیم-برتولت برشت-)

برای ارزومندان شهرت و شخصیت.شخصیت(شهرت چیزی است که ادمهای با شخصیت بدون انهم کارشان پیش میرود-رت باتلر-) و برای دینداران ایمان(نومیدی بیماری است به سوی مرگ و درمان آن ایمان-سورن کی یر کگور-) و برای خداشناسان درستکاری(آدم خداشناسی هستم اما تلاش میکنم که در آخر هفته آدم درستکاری باشم-وودی آلن-) ارزومندم

زیبایی را برای چشم .لب و اندام ارزو میکنم(برای داشتن چشم زیبا زیبایی مردم را ببینید برای داشتن لب زیبا مهربانانه صحبت کنید و برای داشتن اندام زیبا غذای خود را با فقرا تقسیم کنید -ادری هپبورن-)

ارزو میکنم من و شما حرمت نگه داریم حرمت خودمان را و دیگران را(اگر ادمی میخواهد زمانی کسی شود باید حرمت سایه اش را هم نگه داردـنیچه-)

همواره در پیوند با رویاها باش .چرا که با مرگ رویاها زندگی چون بال شکسته است که یارای پرواز ندارد-هیوز-

 

+ نوشته شده توسط وحيد فياضي در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:41 |
سال بد، اوضاع بدتر - داریوش مهرجویی
۲۷ اسفند ۱۳۸۶
اوضاع ما در سال آینده وخیم خواهد بود، در این سی سال گذشته هیچ وقت سابقه نداشت که وضعیت فرهنگی ما ، چه در زمینه انتشارات و چه در زمینه تئاتر ، سینما، موسیقی و غیره این قدر وخیم و بد باشد. این مساله در طول یک سال گذشته بی سابقه بوده است. مدیران دولت جدید از زمانی که سر كار آمده اند، كاري جز ناراضی کردن مردم نکرده اند. اگر همین سیستم را ادامه دهند حتما سال دیگر خیلی بدتر خواهد بود.

اوضاع ما در سال آینده وخیم خواهد بود، در این سی سال گذشته هیچ وقت سابقه نداشت که وضعیت فرهنگی ما    ، چه در زمینه انتشارات و چه در زمینه تئاتر ، سینما، موسیقی و غیره این قدر وخیم و بد باشد. این مساله در طول یک سال گذشته بی سابقه بوده  است. مدیران دولت جدید از زمانی که سر كار آمده اند، كاري جز  ناراضی کردن مردم نکرده اند. اگر همین سیستم را ادامه دهند حتما سال دیگر خیلی بدتر خواهد بود. اگر مسئولان فرهنگی بخواهند با این روند حرکت کنند ،سال آینده کار خاصی نخواهم کرد. در این مدت 50 فیلم در معاونت سینمایی منتظر مجوز بوده است، فیلم هایی که فیلم سازان سرمایه های زیادی  بر سر آنها گذاشته اند.
این مساله در مورد سنتوری هم اتفاق افتاد، فیلمی که به آن مجوز و پروانه نمایش دادند و در جشنواره فیلم فجر جایزه  گرفت ، اما  یک باره جلوی آن را گرفتند و گفتند که نباید پخش شود. این فیلم را با پخش سی دی های غیرمجاز سوزاندند. این فیلم سوخته شد . مسئولان به راحتی با همان سیستمی که زماني می خواستند بولدوزر بیندازند و سینما را صاف کنند فیلم ها را نابود می کنند و فیلم سازان را از کار بی کار . معلوم نیست چه چیزی جایگزین این فیلم سازان و فیلم هایشان خواهد شد.
با بروز چنین اتفاقاتی در حوزه فیلم بزرگترین آرزوی من برای سال آینده  نبودن چنین مسئولانی در عرصه فرهنگی کشور است. بیشترین نگرانی ام برای سال آینده این است که  فیلم هایی که چهل سال است برای آنها زحمت می کشیم به باد فنا رود.طي اين سال ها شاهد درخشش سینما  و تاثیرات فرهنگی آن  بر قشر فرهنگی به خصوص دانشجویان  بوده ايم ،در حالي كه اين روزها بدون هیچ گونه توضیحی قصد دارند که این سینما را خراب کنند. فقط می گویند که نباشد.


و اما بعد

ایرنا:محمد حسين صفار هرندي " وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ، سال ‪ ۱۳۸۷‬را سال شكوفايي فرهنگي در كشور دانست و گفت: مصمم هستيم امسال را به ويتريني از بهترين خدمات و شايسته ترين اقدامات فرهنگي و هنري تبديل سازيم .

صفار هرندي روز يكشنبه در جمع كاركنان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و در مراسمي كه به مناسبت سال جديد برگزار شده بود، افزود : در سي امين سال پيروزي انقلاب اسلامي بايد شكوفايي فعاليت‌هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بيش از هر وزارتخانه و دستگاه ديگر، تجلي و نمود پيدا كند.

وي اظهار داشت: تلاش دولت و مجلس و اختصاص بودجه مناسب تر ، توجه و اقبال بيشتر به سمت بخش فرهنگ و هنر را گواه مي‌دهد كه اين حمايت‌ها سبب مي شود در سال جديد درمسير به صحنه آمدن انديشه، ذهن و دل‌ها براي شكوفايي فرهنگ و هنر از امكانات مالي بهتري نيز برخوردار باشيم.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با اشاره به اقدامات فرهنگي صورت گرفته در دولت نهم ، فعاليت‌هاي اين وزارتخانه را كم نظير ارزيابي كرد و گفت: بيان اين اقدامات به اين معنا نيست كه بخواهيم كار تبليغاتي كنيم بلكه مي خواهيم با نگاهي به عملكردها به تقويت فعاليت‌هايي كه منجر به توفيق شده است همت گماريم .

صفار هرندي افزود : در بخش سينمايي كشور در ‪ ۳۰‬گذشته كارهاي ريز و درشتي صورت گرفته كه البته آنهايي كه با هدف خدمت و پيشرفت فرهنگ و هنر صورت گرفته شايسته سپاسگزاري است اما بسياري از كارها نيز انجام نشده كه دولت نهم آن را در دستور كار خود قرار داد .

وي گفت: تجربه ‪ ۳۰‬سال گذشته اين فرصت را پيش رو قرار داد تا راه پيش روي خود را بشناسيم و از تكرار اشتباهات جلوگيري كنيم .

وي از بازسازي سالن‌هاي فرسوده سينما در دو سال اخير به عنوان يكي از اقداماتي كه تاكنون بدان توجه نشده بود اشاره كرد و افزود : معاونت سينمايي وزارتخانه براي اين منظور براي اولين بار آستين همت بالا زده و صاحبان سينما را كه جزو بخش خصوصي كشور تلقي مي‌شوند را ياري داده تا وضعيت سينماها را براي حضور مردم بهبود بخشند .

وي اظهار داشت: در دو سال گذشته حدود ‪ ۵۰‬سالن سينما به طور كامل بازسازي و يا به گونه‌اي قابل استفاده براي مردم شده است و اين حمايت ها ادامه خواهد يافت .

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه از برطرف كردن برخي اتهام‌ها كه بعضا طي سال‌هاي گذشته گريبانگير بخش فرهنگ و هنر شده بود را از ديگر اقدامات انجام شده ياد كرد و گفت : در اين دوره فعاليت‌هاي همكاران در جهت پالايش و سالم‌سازي محيط فرهنگي هنري بوده و در جهت حفظ كرامت هنر و هنرمند و كساني كه به ميهماني بزرگ هنرمندان وارد مي‌شوند قدم برداشته است .

هرندي افزود: برپايي جشنواره فيلم فجر در سال گذشته نشان داد كه جهت گيري اين بخش صحيح بوده و در سمت و سوي ارزش‌ها و آرمان‌هاي جامعه صورت گرفته است و حاصل آن مورد پذيرش جامعه و اهل هنر و حتي خارج از كشور است وي كارنامه بخش نمايشي و تئاتر را كارنامه‌اي قابل قبول ارزيابي كرد و گفت : سال گذشته سال رويكرد بازسازي و تامين امنيت براي سالن‌هاي نمايش بوده است .

وي افزود : در برخي از استان‌ها براي ساخت سالن طي ‪ ۱۸‬سال تنها ‪ ۳۰‬درصد پيشرفت كاري داشته است كه در اين دوره به همت همكاران در مدت حدود ‪۹‬ ماه به بهره برداري رسيد .

وي تقويت تئاتر شهرستان‌ها ، كارهاي فاخر نمايشي و اعزام گروه‌هاي هنري از مركز به مناطق محروم كشور و فعاليت در بخش تئاتر آييني ، ديني و ملي و كارهاي مشترك با حوزه‌هايي نظير موسيقي را از جمله اقدامات اين بخش ذكر كرد و گفت : حاصل اين فعاليت‌ها اين بود كه مردم با عرصه‌هاي مختلف فرهنگي هنري ، سينمايي ، نمايشي و موسيقي و غير ه آشتي كردند.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت : اگر رضايت خداوند در مسير فعاليت‌ها حاصل شود بدون شك خشنودي مردم تامين خواهد شد و اگر خداي ناكرده اقدامي در جهت خشم خداوندي صورت گيرد همين مردم گريبان آن كسي را خواهد گرفت كه هويت و فرهنگ دير پاي اين سرزمين را لگد كوب خواسته‌هاي دشمن كرده است .

هرندي به فيلمي كه از اكران آن جلوگيري شد اشاره كرد و گفت:دوستان به حق جلوي اكران آن را گرفتند. فيلمي كه اگر منصفانه بنشينيم و آن را در دادگاه وجدان ملي و ديني مرور كنيم حتي يك نكته مثبت در ان ديده نمي‌شود . اين فيلم هر بدي در درون خود جاي داده و از اتهام به خدا و دين تا اتهام به مردم و به ايرانيان و تحقير هموطنان خودش و سياه نمايي در جامعه‌اي كه هر روز در حال پيشرفت و ترقي است را در خود جاي داده چه توجيهي دارد حتي اجازه دهيم كه چنين فيلمي توليد شود .

وي افزود : معلوم است كه نبايد چنين فيلمي مجوز بگيرد و اكران شود و معلوم است كه با كساني كه توسعه‌دهنده چنين فرهنگي هستند بايد برخورد شود .تا زماني كه در جايگاه خدمتگذاري هستيم قطعا اجازه نخواهيم داد ، فرهنگ ما سر از همان جاهايي درآورد كه بيايند هنرمند جماعت را به عنوان متهم رديف يك توسعه تباهي در اين جامعه معرفي كنند.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي افزود :اگر جلوي فيلمي گرفته شود يعني هر فيلمي كه شبيه آن است نبايد ساخته شود ، ما با كسي دشمني نداريم و با برادر عزيز هنرمندي كه در كارنامه كاري خودش كارهاي شايسته‌اي هم ارايه كرده نيز خصومت نداريم ،ما مي‌گوييم خصومت واقعي با ان هنرمند را كساني دارند كه مي‌خواهند او را خلاصه كنند در يك اثري كه اتفاقا ان اثر بدترين كار اوست .

وي خطاب به كاركنان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت : همه شما بايد به عنوان يك ناظر و كنترل‌كننده بالا سر فرهنگ مراقب باشيد و اجازه ندهيد حتي يك سر سوزن مسامحه و خرابكاري صورت گيرد و به نام شما و از زير دست شما سندي پليد صادر و منتشر شود .

هرندي مظلوميت بخش فرهنگ را تابع عوامل بسياري از جمله بد عملي در حوزه فرهنگ و بودجه دانست و افزود : بارها و بارها گفتيم كه به فرهنگ ظلم شده و موضوعات زيادي سبب پيش آمدن اين مظلوميت بوده كه يكي از آن بودجه است اما دهها موضوع ديگر است كه دليل مظلوميت فرهنگ و ناديده گرفتن بخش فرهنگ بوده است كه يكي از آن بد عملي در حوزه فرهنگ است .

وي اظهار داشت : بدعملي سبب مي‌شود كه فعاليت در حوزه فرهنگ مشكل ساز و زحمت تلقي شود و در نتيجه بودجه از اين مسير منحرف و در جاهاي ديگر صرف مي‌شود .

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اين مطلب كه اگر يك كار فرهنگي و هنري زيبا و در خورجامعه صورت گيرد اين مظلوميت تبديل به موقعيت استثنايي مي‌شود، گفت : اگر امسال كارنامه درخشاني از اهالي فرهنگ و هنر صادر و كارهاي شايسته‌اي انجام گيرد ، خواهيد ديد كه اين اقدامات در جذب حمايت‌هاي بيشتر بسيار موثر واقع مي‌شود .

صفار هرندي تاكيد كرد : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد نشان دهد ، صلاحيت اين را دارد كه زمام دار فرهنگي جامعه باشد و به عنوان رسمي‌ترين دستگاه فرهنگي كشور بقيه را به دنبال خود بكشد

و اما

اگه ما بخوایم فیلم بد ببینیم به کی باید بگیم

+ نوشته شده توسط وحيد فياضي در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 16:10 |
سلام

سلام به کی نمیدونم (میخوام بی سانسور هر چی که اومد تو ذهنم تایپ کنم بیخیال گربه)دیشب نشستم برنامه نود رو دیدم تا حدودی البته از نوادر روزگار بود که من تا اون موقع شب بیدار موندم میخواستم بعد از مدتها که نمینوشتم درباره دیشب بنویسم اما چیز گشاد مجددا موجب نشاط شد و مجالی فراهم نشد تا ببینم چه میشود فردا

امروز اومدم وب گردی همین جوری داشتم میگشتم الکی رفتم سراغ سرچ و زدم عمارلو-داماش-جیرنده-سفر کارت ملی و.. یه چیز جالب دیدم تو یکی از این وبلاگا http://amarlu.persianblog.ir/ دیدم یکی نظر گذاشته سعید وطن خواه خواستم براش میل بزنم و عرض سلامی دیدم نمیشه همیه اینا رو فینگلیش نوشت رفتم تو ورد بنویسم گفتم تا از این ور بره معلوم نیست اون ور باز شه نشه بی خیال گربه شدم گفتم همین جا مینویسم سلامی هم عرض میکنم حالشو میپرسم و میبوسمش

سعید بچه خوبیه اینو نمیگم چون احتمالا میخونه اینو میگم چون بعضی چیزا رو باید گفت دلم میخواد خیلی چیزا بنویسم نه در مورد سعید در مورد همه چی  اما خیلی وقتا خیلی جاها حریم شخصی ادم  نیست اصلا چیزی به این نام وجود نداره مجبورم برای اینکه گاهی وقتا یادم نره که زمانی مینوشتم در مورد فوتبال بنویسم و....

تا اون روز که شاید ....

+ نوشته شده توسط وحيد فياضي در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 16:52 |
اول: بگم که این مطلب عینا از سایت فردا برداشته شده

دوم :دوم نداره مگه اینکه خاطره تعریف کنه

سرمربی جدید تیم ملی کیست؟
آرتور جرج براگاملوتيكيرا پرتغالی در حالی به عنوان سرمربی جدید تیم ملی فوتبال ایران انتخاب شد که کارنامه درخشانی در دوران بازیگری و همچنین مربیگری خود ندارد. وی یکی از 100 بازیکن برتر تاریخ فوتبال پرتغال است. از حوادث جالب دوران مربيگرى او، هدايت النصر عربستان فقط در ۲ بازى بود.
داستان انتخاب مربى تيم ملى به پایان رسید و آرتور جرج برای هدایت تیم ملی فوتبال ایران انتخاب شد.

به گزارش «فردا»، بالاخره با تاخیر فراوان و شاید در دقایق اضافی آرتور جرج به عنوان مربی تیم ملی فوتبال ایران انتخاب شد. آخرين سمت جرج مربيگرى تيم دسته دومى ليگ فرانسه لوسيتانو بوده است.

بنا بر این گزارش آرتور جرج براگاملوتيكيرا كه همان آرتور جرج (تلفظ صحيح آن ژرژ است) خوانده مى شود متولد سال ۱۹۴۶ و ۶۱ ساله است. درحالى كه روزنامه ورزشى «ركورد» چاپ پرتغال وى را يكى از ۱۰۰ بازيكن برتر تاريخ اين كشور معرفى كرد. او دستى هم بر شعر دارد و به خاطر اشعار خود شهره خاص و عام شده است. او در سن ۱۸ سالگى فوتبال را به صورت حرفه اى با پورتو آغاز كرد و پس از بازى در آكادميكا و بنفيكا به دليل مصدوميت شديد در سن ۳۲ سالگى در حالى كه در فصل ۷۸-۱۹۷۷ در بلننسس عضويت داشت، از فوتبال خداحافظى كرد.

او فارغ التحصيل رشته زبان شناسى ژرمنى از دانشگاه ليسبون است و اين تحصيل او همزمان با انتقالش به بنفيكا ميسر شد. به هرحال او در دوران بازى، ۴ قهرمانى ليگ پرتغال و ۲ قهرمانى جام حذفى اين كشور را به دست آورد و ۲ بار هم جايزه دومين گلزن برتر كشورش را كسب كرد اما بازى در كنار ستارگانى مانند اوزه بيو، ژوردائو و نه نه سبب شد تنها بتواند ۱۶ بار براى تيم ملى پرتغال به ميدان برود كه با زدن يك گل همراه بود. نخستين بازى ملى او تساوى يك- يك برابر ايتاليا در سال ۱۹۶۷ در رم بود و آخرين بازى ملى ۱۰ سال بعد برابر سوييس انجام شد.

بالاترين دستاورد ملى او عضويت در تيم ملى پرتغال در جام استقلال برزيل در سال ۱۹۷۲ بود كه در فينال با تك گل جرزينيو به سود تيم ميزبان خاتمه يافت. جرج كه ۵ بار زانوى خود را به تيغ جراحى سپرده بود يك روز در جريان تمرين در استاديوناسيون شهر ليسبون محل تمرين تيم ملى پرتغال پايش شكست و ديگر هرگز بازى نكرد.

پس از پايان دوران بازى در سال ،۱۹۷۸ جرج به لايپزيك در آلمان شرقى رفت و به مطالعه روش شناسى تمرين فوتبال پرداخت. او در فصل ۱۹۸۵-۱۹۸۴ با پورتو قرارداد امضا كرد و با اين تيم سه بار قهرمان پرتغال (سال هاى ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶ و ۱۹۹۰) و ۲ بار قهرمان جام حذفى اين كشور (سال هاى ۱۹۸۸ و ۱۹۹۱) شد اما بالاترين افتخار او قهرمانى پورتو در جام باشگاه هاى اروپا در سال ۱۹۸۷ با غلبه بر بايرن مونيخ پرستاره و مدعى بود و از آن زمان به شاه آرتور ملقب شد.

جرج فصل بعد به تيم راسينگ پاريس رفت و در فصل ۸۹-۱۹۸۸ به پورتو بازگشت. در فصل ۹۴-۹۳ به همراه پارى سن ژرمن قهرمان فرانسه شد. با بنفيكا در فصل ۹۵-۹۴ در ليگ پرتغال سوم شد و اين تيم را ترك كرد. از آن زمان مربيگرى تيم هاى آكادميكا، ويتس آرنهم، تنريف، زسكا مسكو، تيم ملى پرتغال و تيم ملى سوييس را برعهده داشت. او از سال ۲۰۰۵ مربى كامرون شد و پس از ناكامى اين تيم در راهيابى به جام جهانى ۲۰۰۶ از اين تيم كنار رفت. از حوادث جالب دوران مربيگرى او، هدايت النصر عربستان فقط در ۲ بازى بود كه با شكست ۴- يك برابر تيم ضعيف الفصيلى به كار او در اين باشگاه خاتمه داده شد.
+ نوشته شده توسط وحيد فياضي در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت 12:1 |
در سالار دره چه گذشت

او در سال 1368 دچار مصدوميت شديدي شد. قلعه نويي دو مرتبه مصدوميت جدي را تجربه کرد که يک بار آن در سال 1373 بود؛ «اولين باري که او را ديدم سال 1368 بود. نازي آباد، کوچه اشرف، پلاک 3، يک خانه 40-30 متري. زانوي امير ايراد داشت و من به منزلشان رفتم تا حالش را بپرسم.» کاظم اوليايي آن روزها به عنوان مدير ورزشي باشگاه منصوب شده بود. اواخر سال 1369 و اوايل 1370، استقلال خود را آماده حضور در رقابت هاي جام باشگاه هاي آسيا مي کرد؛ «قرار بود براي بازي ها برويم بنگلادش، تصميم گرفتيم پيش از سفر اردويي در يکي از نقاط ايران برگزار کنيم که به لحاظ شرايط آب و هوايي نزديک به بنگلادش باشد.» به اين ترتيب سالاردره مازندران براي برپايي اردو انتخاب شد. اردوي 20 روزه استقلالي ها در سالاردره بدون حاشيه نبود و اتفاقاً، اميرقلعه نويي در بطن وقايع اردو قرار داشت. صادق ورمزيار آن روزها را چنين به ياد مي آورد؛ «شاهرخ مجدداً از پرسپوليس به استقلال بازگشته بود. او قاعدتاً کاپيتان تيم مي شد اما چنگيز و قلعه نويي معتقد بودند او تعصب استقلالي ندارد و نبايد کاپيتان شود.» دسته بندي آغاز شد. قلعه نويي با چنگيز ارتباط بيشتري داشت. اين دو در همان موقع شرکت واردات و صادراتي را با مشارکت همديگر تاسيس کرده بودند؛ «بله، محل شرکت شان هم در خيابان طالقاني بود.» اين شراکت يک سال هم دوام نياورد ولي در دوره اردويي سالاردره موجب تشکيل يک گروه براي گرفتن بازوبند کاپيتاني شد؛ «وقتي شاهرخ حضور داشت به دليل هم پست بودن، جاي امير تنگ مي شد و او را در سايه قرار مي داد. البته ما يکي دو روز بعد، از درگيري بين شاهرخ بياني و امير قلعه نويي مطلع شديم.» کاظم اوليايي نيز درگيري هاي سالاردره را تاييد مي کند؛ «در آن اردو نفرات اضافي داشتيم که بايد حذف مي شدند. 4 ، 5 نفر روي لبه تيغ بودند به همين دليل دسته بندي شد. يادم مي آيد يک شب تا ساعت 2 بعد از نيمه شب جلسه داشتيم که اگر اقدام به موقع پورحيدري نبود، تيم از هم پاشيده مي شد.»

نقش سوناي زعفرانيه در پيشرفت امير

اين مورد آخرين باري نبود که امير قلعه نويي تيم را به چند دستگي کشيد. سال 1372، پس از رفتن نسل قديم استقلال، نوبت به همدوره يي هاي ژنرال جديد استقلال رسيد که ميان خود کاپيتاني را تقسيم کنند؛ «بعد از قهرماني در جام باشگاه هاي آسيا، امير به ايجاد موقعيت براي خودش اقدام کرد. او روابط عمومي خوبي داشت و روحيه نفر اول بودنش در رسيدن به بازوبند کاپيتاني بي تاثير نبود.»

مدير استقلال رسيدن با بازوبند را ماحصل يک فعاليت با برنامه ريزي عنوان کرد. اما صادق ورمزيار سابقه بيشتري از امير در استقلال داشت. او از 12 سالگي و در تيم هاي پايه يي عضو تيم استقلال بود. رفع اين مانع براي امير کار چندان سختي به نظر نمي رسيد؛ «او فکر همه جا را کرده بود. مي دانست مي تواند به راحتي من را از سر راه بردارد. طرح دوستي با من ريخت و با هم خيلي نزديک شديم. سال 72 بود. بازوبند کاپيتاني به من رسيد اما من جلوي همه آن را به قلعه نويي دادم. ديدم او بزرگتر از من است و در فضاي دوستي، درست نيست من بازوبند را ببندم.» در همين دوران يکي از بزرگترين اتفاقات زندگي امير قلعه نويي به وقوع پيوست. محمدجواد ايرواني، رئيس هيات مديره باشگاه و قائم مقام وزارت کشاورزي، راه ورود قلعه نويي به نزديکي اش را باز گذاشت. به اعتقاد برخي از مطلعان، آشنايي و قرابت قلعه نويي با ايرواني در سوناي مشهوري در خيابان زعفرانيه اتفاق افتاد؛ «رفاقت ها نقش داشت. سونايي بود که اتفاقاً کاپ قهرماني ما در جام باشگاه هاي آسيا در آنجا نگهداري مي شد. هنوز هم آن کاپ آنجاست. اين سوناي مشهور محل ديدارهاي کاپيتان تيم با رئيس هيات مديره بود.» عده يي معتقدند قلعه نويي اخبار تيم را در ديدارهايش با ايرواني در سونا به اطلاع او مي رساند.

تلاش براي برکناري پورحيدري

بدبيني منصور پورحيدري به کاپيتانش هر روز بيشتر مي شد، اگرچه او سعي داشت اين مساله پنهان بماند. دومين مصدوميت شديد قلعه نويي باعث خانه نشيني و به تبع آن افت او شده تا زمينه براي خداحافظي يا کنار گذاشتن کاپيتان تيم استقلال آماده شد؛ «مصدوميت شديد باعث شد امير زودتر از ديگر فوتباليست ها عمر فوتبالش به سر آيد. سال 1374 يا 75 پورحيدري تصميم گرفت در ديداري که برابر پرسپوليس داشتيم از او در ترکيب اصلي استفاده نکند، او بلافاصله از موضوع مطلع شد و به من و رئيس هيات مديره (آقاي ايرواني) مراجعه کرد ولي پورحيدري زير بار نرفت.» پرويز مظلومي دستيار پورحيدري در آن روزها شرح اتفاق را اينگونه تکميل کرد؛ «آن بازي را يک بر صفر باختيم. امير نيمه دوم به زمين فرستاده شد ولي به طور مشخص در خدمت تيم نبود و به اصطلاح داخل زمين راه مي رفت. اين مساله به خاطر درگيري دوباره قلعه نويي و شاهرخ بياني هم بود. او حتي با پورحيدري پرخاشگرانه برخورد کرد.» استقلال بازي هاي آسيايي را پيش رو داشت. تيم پير استقلال که در ليگ هم نتايج خوبي نگرفته بود به مرحله نهايي جام باشگاه هاي آسيا صعود کرده بود؛ «منصور مي گفت تيم براي مسابقات ليگ پير است. براي فصل آينده بايد جوانگرايي کنيم ولي فعلاً به اين نفرات احتياج داريم.» اوليايي اگرچه در برابر اين ابهام که قلعه نويي با صحبت هايش با ايرواني و اعضاي هيات مديره، رفتن پورحيدري را تسريع بخشيد، سکوت مي کند اما پيرامون گفت وگوهايش با هيات مديره مي گويد؛ «به هيات مديره گفتم منصور بماند. آنها نپذيرفتند. من گفتم استعفا مي دهم تا مدير ديگري او را تغيير دهد.» پرويز مظلومي هم برگ ديگري را به ياد مي آورد؛ «ما در جريان کامل اتفاقات بوديم. مي دانستيم جلسات هيات مديره تشکيل مي شود ولي فرصت خواستيم که اگر در جام باشگاه هاي آسيا نتيجه نگرفتيم برويم. در اين ميان ما براي انجام يک بازي با ابومسلم بايد به مشهد مي رفتيم. آن زمان اغلب سفرهاي تيم با اتوبوس انجام مي شد ولي امير بدون اطلاع ما با هواپيما به مشهد رفت. باز هم در آن بازي منصور تصميم گرفت امير را از نيمه دوم به ترکيب اضافه کند که البته باز هم در نيمه دوم امير فقط در ميانه زمين راه رفت. پس از پايان بازي باز هم او تيم را همراهي نکرد و با هواپيما به تهران بازگشت. او و ادموند اختر که توسط منصور کنار گذاشته شده بودند کار را تمام کردند.» در چنين روزهايي قلعه نويي تلاش خود را براي تغيير سرمربي به حداکثر رساند. او براي جلب همکاري به همبازيانش رو آورد که اتفاقاً يکي از آنها صادق ورمزيار بود؛ «يک روز پيشنهاد داد که اگر بيايي و با من هماهنگ بشوي ما منصورخان را برمي داريم و دو نفري تيم را اداره مي کنيم. ولي من گفتم که منصورخان مثل پدرم مي ماند. 12 ،13 ساله بودم که زير بال و پرم را گرفت. خب او رفت و من هم به خاطر رفاقت اين مساله را با کسي در ميان نگذاشتم.»

در اولين تمرين پس از بازي ابومسلم - استقلال، بازيکنان متوجه اتفاقاتي شدند ولي در پايان زمان تمرين بود که مظلومي و پورحيدري در جريان قرار گرفتند؛ «در حين تمرين ديديم بين بچه ها پچ پچ مي شود. ما خبر نداشتيم که باشگاه منصورخان را تغيير داده. او پس از پايان تمرين به من گفت که به بچه ها بگو فردا تمرين ريکاوري داريم. اوليايي به من نزديک شد و گفت آقاي مظلومي بگذاريد فردا استراحت کنند بعد تصميم بگيريم. اين گونه شد که ما هم متوجه تغييرات شديم.» به اين ترتيب منصور پورحيدري برکنار شد و جاي خود را به ناصر حجازي داد اما مساله يي که در هاله يي از ابهام باقي مانده است اين است که توماري که گفته مي شود با تلاش قلعه نويي در جهت مخالفت با پورحيدري امضا شد، صحت دارد يا خير،

سفر به آلمان

آمدن ناصر حجازي هم در بهبود موقعيت قلعه نويي تاثيري نداشت و او بلافاصله باب مخالفت با ناصر حجازي را گشود که تا برکناري حجازي ادامه داشت. قلعه نويي که ديگر، بازنشستگي را پذيرفته بود در پي چاره يي براي رسيدن به صندلي مربيگري استقلال برآمد؛ «20 روز تمام از 8 صبح تا 6 بعدازظهر در دفتر من مي نشست و مدام تکرار مي کرد که من به حقم در استقلال نرسيدم.» و اين آغاز رفاقت نزديک ابراهيم طالبي و امير قلعه نويي بود. همين رفاقت بود که به حضور قلعه نويي بر سر تمرينات تيم بايرلورکوزن منتهي شد؛ «روزي که رودي فولر به ايران آمد امير از من خواست که مدتي به لورکوزن برود و بر سر تمرينات باير حاضر شود.برايش ويزا گرفتم و او را به آنجا فرستادم. مدتي گذشت و او گفت که دلش براي همسر و فرزندش تنگ شده. من هم براي آنها ويزا گرفتم. وقتي دوره حضور او تمام شد به من گفت مي تواني به آقاي کريستف دام بگويي يک کاغذ بنويسد که من در اين مدت سر تمرينات باير لورکوزن بوده ام؟ من با جلب نظر «دام»، نامه يي را نوشته و دادم تايپ شد و دام آن را امضا کرد. اينکه مي گويند من در کلاس مربيگري بايرلورکوزن شرکت کرده ام صحت ندارد چون باشگاه ها کلاسي براي تدريس مربيگري ندارند.» در اين زمان قلعه نويي توسط يکي از دوستانش در پرتيراژترين روزنامه کشور با کرباسچي- شهردار وقت تهران- آشنا شد و به اين ترتيب او مدتي به عنوان مشاور شهردار يکي از مناطق تهران مشغول به فعاليت بود. اين جمله معروف را بسياري از قلعه نويي شنيده اند که «من از کرباسچي ياد گرفتم با آدم هاي بزرگ کار کنم.» با بازگشت قلعه نويي از آلمان فتح الله زاده به او پيشنهاد مديريت تيم هاي پايه يي استقلال را داد؛ «جواب داد که نه، مي خواهم از بزرگسالان شروع کنم.» به همين دليل مديرعامل جديد باشگاه حکم «مشاور مديرعامل» را به نام او امضا کرد.

+ نوشته شده توسط وحيد فياضي در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 15:54 |